سرخط خبرها
خانه / آموزش / با کودکان طلاق چگونه رفتار کنیم؟
پیامک صوتی لاین استور
251

با کودکان طلاق چگونه رفتار کنیم؟

بسیاری از والدین نگران تاثیرات منفی طلاق بر روح و روان کودکانشان هستند و برخی از آنها به همین دلیل از طلاق صرف نظر می‌کنند. والدین باید تاثیرات طلاق بر کودکان را شناسایی کرده و آن را کاهش دهند. تنش میان والدین باید دور از چشم کودکان باشد، اما امروزه این اقدام به دلیل آپارتمان نشینی به شکل کامل امکانپذیر نیست.

در شرایط کنونی والدین باید میزان مشاجره یا درگیری را حتی‌الامکان کاهش دهند. در این وضعیت کودک نباید در روند حل مساله بین والدین قرار گیرد. در اصل وجود مساله یا درگیری در بین والدین نباید زندگی کودک از لحاظ روحی، روانی و جسمی را تحت تاثیر قرار دهد. کودکان در سنین پایین از وجود تنش در بین والدینشان مطلع می‌شوند. در اغلب موارد نگرش بزرگسالان و والدین نسبت به درک کودکان از شرایط موجود صحیح نیست، چون والدین بر این باورند که کودکان متوجه شرایط زیستی‌شان نمی‌شوند و به سهولت در مقابل کودکان مشاجره یا پرخاشگری می‌‌کنند.

کودک رفتار والدین را الگو می‌کند
والدین باید بدانند نحوه تعاملاتشان به مرور زمان رفتار کودکان را شکل می‌دهد. با این تفاسیر اگر کودک در خانواده شاهد مشاجرات و خشونت ورزی والدین نسبت به یکدیگر باشد، طبیعتا این گونه رفتارها در نهاد آنها شکل می‌گیرد. در اغلب موارد این کودکان خواسته‌هایشان را به دیگران تحمیل می‌کنند. بنابراین در برخی مواقع والدین بدون اطلاع از تبعات رفتارشان کودکان را در معرض آموزش‌های نامناسب و غیراصولی قرار می‌دهند. برای مثال کودکان در خانواده‌هایی که والدین با یکدیگر مشاجره می‌کنند، طبیعتا در دستیابی به خواسته‌هایشان از اعمال رفتارهای خشونت آمیز استفاده می‌کنند.

وجود مشاجره در بین زوج‌ها طبیعی است
امروزه در فضای شهرنشینی شاهد رفتارهای متعدد و انتقال آن به کودکان هستیم. برای مثال مشاجره یکی از مسائل انکار‌ناپذیر در زندگی انسان‌ها به ویژه زوج‌هاست. در این شرایط توصیه می‌شود که زوج‌ها حتی‌الامکان از اعمال خشونت‌های کلامی، غیرکلامی و فیزیکی در مقابل کودکان خودداری کنند. این در حالی است که اگر والدین بر اهمیت دوران کودکی آشنا باشد و بدانند هرگونه رفتار در آینده و نگرش فرزندشان تاثیرگذار است به نسبت رفتارشان را اصلاح می‌کنند. والدین می‌توانند با اعمال رفتارهای مناسب در کنترل خشم و ارائه راه حل‌های مناسب مهارت حل مساله را بیاموزند و به این شکل تنش‌ها را در محیط خانواده به حداقل برسانند.

اگر کودک در مواقع مشاجره والدین از خود واکنشی نشان نمی‌دهد به این معنا نیست که او متوجه درگیری نمی‌شود، بلکه کودک متوجه مشاجره و درگیری والدینش شده و از این موضوع مضطرب است. در اغلب موارد بزرگ‌ترها و والدین بعد از مشاجره می‌توانند با یکدیگر زندگی کنند و حتی چنین مسائلی را فراموش می‌کنند، اما این گونه رفتارها برای کودکان با ایجاد ناامنی همراه است. در این وضعیت کودکان از لحاظ جسمی، روحی و روانی درگیر اختلال فکری می‌شوند. باید دانست که آموزش این گونه رفتارها مخرب‌ترین تاثیر‌ها را دارد.

همچنین مخرب‌ترین تاثیر طلاق بر کودکان زمانی است که والدین در حضور آنها به تحقیر یکدیگر می‌پردازند. در این مواقع کودکان احساس می‌کنند که باید جانب یکی از والدین را گرفته و این کار برای آنها دشوار است. از سوی دیگر کودکان تصور می‌کنند اگر از هیچ‌کدام از والدین پشتیبانی نکنند از سوی هر دو رانده می‌شوند. کودکان در واقع در شرایط بغرنجی قرار می‌گیرند.

کودکان بعد از طلاق

اگر کودک در  مشاجره والدین واکنشی نشان نمی‌دهد به این معنا نیست که او متوجه نمی‌شود

با کودکان طلاق چگونه رفتار شود؟
یکی از کارکردهای مناسب خانواده ادامه نسل است. باید ساختار و کارکرد خانواده با فرزند پروری مثبت همراه باشد. امید است در خانواده‌ها کودکان تحت تربیت مناسب قرار گیرند. در واقع پرورش و رشد همه جانبه کودک در خانواده با وجود پدر و مادر در کنار یکدیگر تعریف شده است. اگر به دلیل طلاق یکی از والدین از چارچوب زندگی حذف شود به نسبت تعادل رشد و تربیت کودک از بین می‌رود. بنابراین برای کودکان طلاق، فقدان پدر یا مادر برجسته می‌شود. در این شرایط بخشی از آموزش و تربیت کودک به دلیل نبود یکی از والدین ناقص می‌ماند، چون هر یک از والدین باید نقش قابل توجهی را در زندگی کودک ایفا کنند.

در برخی مواقع نیز شاهد گروکشی والدین از طریق کودکان یا متهم کردن طرف مقابل به سوء رفتار با فرزندشان هستیم. در اکثر موارد برای زندگی مناسب کودکان جدایی والدین پیشنهاد نمی‌شود؛ مگر اینکه برای والدین و کودکان ادامه زندگی وضعیت بحرانی ایجاد کند و این امر تاثیر مخرب مضاعف بر آنها داشته باشد.

اگر بزرگسالان به اهمیت نقششان در زندگی کودکان آگاه باشند، بی‌شک به سهولت طلاق را انتخاب نمی‌کنند. والدین باید بدانند که طلاق به نحوی جدایی از کودک محسوب می‌شود. این در حالی است که کودک باید در یک فضای ایمن و زیر چتر حمایتی پدر و مادر دوران کودکی را بگذراند. در اصل نبود آگاهی در والدین در مورد نیازهای دوران کودکی و الزامات آن باعث بروز یک بینش تحت عنوان «سهولت در طلاق» می‌شود. با این همه، خلأهای آموزش در بین بزرگسالان باعث تصمیم‌گیری‌های مخرب شده است. والدین قبل از هرگونه تصمیم‌گیری درباره زندگی باید به شکل آگاه تبعات آن را مورد بررسی قرار دهند.

در خانواده‌های ایرانی مساله اختلافات زناشویی با طلاق به پایان نمی‌رسد، بلکه به دلیل تدوین قوانین متعدد متناسب با ملزومات زندگی کودک، بعد از طلاق والدین باید به یکدیگر رجوع داشته باشند. این امر می‌تواند مناقشه برانگیز باشد. در برخی خانواده‌های ایرانی درگیری و ایجاد فضای ناامن حتی بعد از طلاق نیز ادامه دارد. پس با این تفاسیر طلاق نقطه پایان یک زندگی نیست. در برخی خانواده‌ها، والدین بعد از طلاق کودک را ترک می‌کنند.

در این وضعیت کودک با آینده نامعلوم مواجه می‌شود. برخی دیگر از خانواده  ها نیز کودکشان را به مادر بزرگ یا یکی از اقوام می‌سپارند. هر یک از این شرایط برای کودک تبعات مخرب فراوانی را به همراه دارد. والدین قبل از تصمیم به جدایی باید به این مسائل توجه کنند، چون هرگونه آگاهی و تصمیم‌گیری در این زمینه به بینش افراد مربوط می‌شود؛ اینکه افراد در دوران تحصیل و جامعه پذیری تحت چه آموزش‌هایی قرار گرفته‌اند.

این در حالی است که با بررسی آمارهای رسمی کشور درباره نرخ طلاق باید گفت که بسیاری از افراد در جامعه ما نسبت به کسب چنین مهارت‌هایی نمره منفی کسب می‌کنند. در کشور افزایش میزان طلاق با تبعات و نارسایی‌های فراوان همراه است. بی شک تاثیر چنین تصمیم‌گیری‌هایی بدون آینده نگری می‌تواند برای زوج‌ها، فرزندانشان و جامعه مشکل‌زا باشد.

 

 خانه من کجاست؟

کجا باید زندگی کنم؟ نخستین پرسشی است که بسیاری از فرزندان طلاق بعد از جدایی والدین آن را از خود می پرسند، زیرا از آن پس دیگر امکان گذراندن روزها و شب ها در کنار هر والد برای آنان وجود ندارد، به عبارتی همانطور که منصور بهرامی، روان‌شناس  می گوید: داشتن مسکن ثابت مهمترین نیاز چنین کودکان یا نوجوانانی است، خانه ای که به آن احساس تعلق خاطر داشته باشند.

براین اساس داشتن هویت مکانی اصل مهمی است که نباید به سادگی از کنار آن گذشت، این عضو ارشد انجمن تحلیل رفتار تاکید می کند که پدر و مادر باید به درستی بر سر این موضوع به توافق برسند تا فرزندشان در خانه یکی از آنان یا بستگانی مانند مادر بزرگ و پدر بزرگ به صورت دایم و بدون در نظر گفتن قید زمان سکونت کند، البته وی بر این نکته نیز اصرار دارد که چنین کودکانی بهتر است در منزل والد دیگر که در روزهای پایانی هفته به دیدار وی می روند، اتاق یا حداقل میزی داشته باشند که به نوعی به آنجا نیز احساس تعلق خاطر کنند.

با وجود این، ماجرا به همین جا ختم نمی شود و نکات بیشتری وجود دارد که این زوج ها همچنین خانواده های آنان در مواجهه با فرزند خود باید از آن آگاهی داشته باشند. به طور مثال نحوه سخن گفتن درباره والد دیگر نکته مهمی است که بی‌توجهی به آن تاثیر مستقیمی بر روحیه چنین کودکانی دارد.

با کودک طلاق چگونه رفتار کنیم؟
 خاطراتی که هیچ‌گاه فراموش نمی‌شوند

با توجه به آنچه که گفته شد، پس از جدایی والدین فرزند یا فرزندان حاصل از زندگی مشترک باید به انتخاب خود یا پدر و مادر با یکی از آنان زندگی کند. اما نکته مهمی که در اینجا نباید آن را فراموش کرد این است که وقتی به طور مثال وی با پدر خود زندگی می کند و در روزهای پایانی هفته نزد مادر می‌رود، نخستین سئوالی که از وی می شود این است که خانه پدرت چه خبر بود؟ آنجا غذا چه می‌خوری؟ چرا لباست مرتب نیست؟ چرا دستت زخم شده است؟پدرت با تو بد رفتار می‌کند؟و… .

البته داستان به همین جا ختم نمی شود در این برخوردها گاهی خانواده ها نیز شرکت می کنند، عمه، خاله، عمو، دایی و … نیز در صحبت هایشان پدر یا مادر کودک را مورد اهانت قرار می دهند، غافل از اینکه این افراد هویت خانوادگی کودک را تشکیل می دهند و با تخریب این هویت زمینه را برای ابتلای فرد به مشکلات روانی و سوق دادن او به سوی ناهنجاری های اجتماعی فراهم می آورند.

موضوعی که محمد پیروی خامنه، مشاور خانواده در گفت‌و‌گو با «حمایت» هم به آن اشاره می کند. در این میان اما بهرامی مشاور خانواده این دغدغه را در قالب دیگری عنوان کرده و می گوید: طلاق یعنی پایان رابطه زوجیت به دلیل اختلافاتی ریشه دار که نهال زندگی را خشکانده و گاه خاطره تلخ آن تاپایان عمر از ذهن دو طرف پاک نمی شود.

این دلخوری ها موجب می شود تا زن و مرد هیچگاه به خوبی از هم سخن نگویند و تنها نکات منفی رفتارهای یکدیگر را بیشتر به خاطر آوردند، اما ماجرا آنجا بغرنج می‌شود که در مواجهه با کودک مادر یا پدر از بدی های طرف مقابل بگویند و احساس تعلق خاطر خانوادگی فرزندشان را دچار خدشه کنند، اینکه کودک یا نوجوان به فکر فرو رود و با خود بیندیشد که چه خانواده بدی دارد و در این زمینه احساس سرافکندگی کند و حس ناخوشایندی داشته باشد که بر تمام زندگی او تاثیر خواهد گذاشت.

البته در مقابل نباید فراموش کرد، زوج های سابق هیچ وقت نباید انگشت اتهام را به سمت بستگان نسبی والد دیگر بگیرند و با عنوان جملاتی که مضمون آن این است عمو، دایی، عمه یا خاله تو افرادی با مشکلات رفتاری هستند و انسان های ارزشمندی نیستند، از بستگان نسبی فرزندشان یاد کنند، زیرا این رفتار نیز هویت شخصیتی فرزندشان را با مخاطره روبه‌رو می کند و حاصلی ندارد جز زخم هایی که تمام عمر کودکشان را همراهی خواهد کرد و نقش مخربی در روحیه و ذهنیت وی درباره هویت خانوادگی اش خواهد داشت.

با کودک طلاق چگونه رفتار کنیم؟

 توجه بدون چاشنی ترحم

این در حالی است که پیروی خامنه به نکته دیگری نیز اشاره می کند، اینکه به دلیل سکونت چنین کودکانی در یک مکان مشخص و نزد یکی از زوج ها به طبع آنها ارتباط بیشتری با خانواده یک والد خواهند داشت؛ فردی که مسئولیت نگهداری از وی را بر عهده گرفته است. مشکل از آنجا شروع می‌شود که در ابتدای بروز این مشکل در خانواده خواسته و ناخواسته این کودک در مرکز همه توجهات قرار می گیرد.

توجهی که چاشنی آن ترحم است، همه با الفاظ دلسوزانه سعی می کنند با این کودک ارتباط برقرار کنندوبه نوعی وی را قربانی یک زندگی نا بسامان می دانند. این رفتار موجب می‌شود که بچه به سوی رفتارهایی ویژه سوق یابد. گاهی خواسته های غیر معقول داشته باشد و زمانی نیز دخالت زیاد اطرافیان روند تربیت وی را با مشکل روبه‌رو کند.

شاید به همین دلیل است که این مشاور خانواده تاکید می کند، به علت اینکه فرهنگ و سنت ایرانی طلاق را کاری بسیار ناخوشایند می داند، هیچگاه در آن به این نکته توجه نشده است که چنین خانواده هایی بعد از وقوع جدایی نیاز دارند تحت پوشش آموزش هایی قرار گیرند که به آنان نحوه صحیح رفتار با چنین فردی را آموزش دهد.

بنابراین نبود چنین آگاهی هایی موجب می شود تا اعضای خانواده‌ای که دیگر قرار نیست زیر یک سقف با هم زندگی کنند آسیب‌های بیشتری ببینند و حتی مشکلات زیادتری داشته باشند. شرایطی که اگر به آنها توجه نشود ممکن است خود نقطه شروعی برای بحران های جدید باشند.

 انکار یا توسل به دروغ در برابر دوستان

از این موارد که بگذریم گاهی شاهد هستیم فرزندی که پدر و مادر وی دیگر با یکدیگر زندگی نمی کنند، این موضوع را از دوستان خود پنهان کرده و برای جبران آن به دروغگویی و داستان سرایی متوسل می شود تا به این شیوه خلأ ناشی از حضور یکی از آنان را پر کند. حال چرا این کودکان به چنین شیوه رفتاری روی می آوردند؟ پرسشی است که باید پاسخ آن را از روان‌شناسان و آسیب شناسان اجتماعی پرسید.

از نظر عضو ارشد انحمن تحلیلی رفتار، زمانی که اطرافیان کودک از جمله مادر بزرگ، پدربزرگ و سایر اعضای خانواده ماجرای جدایی والدین وی را از دیگران پنهان می کنند و در مقابل احوال پرسی های دیگران با گفتن اینکه عروس یا دامادشان به سفر رفته یا گرفتار کارو حرفه خود شده است، سعی می کنند به نحوی این موضوع را مخفی کنند، این رفتار در کودک یا نوجوان نیز نهادینه می شود به عبارتی وی از آنان الگو بردرای کرده و این واقعیت را کتمان می کند.

این رفتار، دایم وی را در فشار قرار می دهد و زخمی را که شاید با گذشت زمان تا حد زیادی فراموش شود دوباره باز خواهد کرد ضمن اینکه دروغگویی را نیز در وی تقویت می کند. به گفته پیروی خامنه در این وضعیت والدین باید با فرزند خود در این باره صحبت کنند و این توضیح را به وی بدهند که به دلایلی آنان نتوانسته اند با یکدیگر زندگی کنند اما همیشه پدر و مادرش هستند و در تمام مراحل زندگی او را یاری خواهند کرد.

با کودک طلاق چگونه رفتار کنیم؟
 بحرانی به نام تشکیل خانواده جدید

به طور قطع زندگی زن و مرد بعد از جدایی ادامه خواهد داشت و بسیاری از این افراد بعد از گذشت مدتی، دوباره تصمیم به تشکیل خانواده می گیرند. موضوعی که شاید برای برخی از فرزندان طلاق چندان خوشایند نباشد و واکنش های ناخوشایندی را از سوی آنان رقم بزند. ورود شخص جدید به زندگی یکی از والدین و نحوه بیان صحیح آن به کودک یا نوجوان موضوعی است که نباید به سادگی از کنار آن گذشت، زیرا می تواند مشکلات دیگری را برای این فرزندان ایجاد کند.

نحوه آشنایی فرزند با تازه وارد از اهمیت زیادی برخوردار است. در موارد بسیاری مشاهده می شود که اطلاع رسانی در این باره فقط با بیان یک جمله صورت می گیرد، شیوه برخوردی که تبعات ناخوشایندی به همراه خواهد داشت و موجب بروز اختلاف میان کودک و همسر پدر یا مادرش را فراهم می اورد.

از نظر بهرامی نباید به کودک یا نوجوان به صورت مستقیم گفته شود که فرد جدید از این پس مادر یا پدر تو است، این کار باید به تدریج به وی ارایه شود تا خود به این نتیجه برسد با فرد تازه وارد به زندگی پدر یا مادر خود چگونه تعامل داشته باشد.

اما متاسفانه در بیشتر موارد یکباره بعد از اینکه زوج ها توافق کردند و تشکیل خانواده جدید قطعی شد این امر به صورت دستوری به بچه ارایه می شود. در چنین موقعیتی شیوه صحیح این است که در گام نخست شرایطی مهیا شود تا فرزند با فرد جدید در یک محیط یا در مکان عمومی آشنا شود بدون اینکه این ذهنیت به وی داده شود که قرار است پدر یا مادرش با او ازدواج کند.

به طور مثال زن و مرد می توانند در یک تور روزانه شرکت کنند و به تدریج دامنه ارتباطات خود را با فرد مورد نظر گسترش دهند و این اجازه را بدهند تا فرزند طرف مقابل با وی هم صحبت یا هم بازی شود و علاقه ای میان آنان به وجود آید. توجه داشته باشید زمانی که این موضوع با تحکم به فرزند گفته شود وی در سپر دفاعی فرو رفته و ممکن است در مقابل فرد جبهه گیری کند. رفتاری که پیروی خامنه نیز با آن موافق است.

البته به عقیده بهرامی اگر فرزند در زمان ازدواج یکی از والدین خود در خانه والد دیگر سکونت داشته است این فشار تا حدی کمتر بوده و وی کمتر آزار خواهد دید. اما نباید به او گفته شود از این پس این زن جای مادر تو است یا این مرد پدرت خواهد بود، زیرا کودک پدر و مادر خود را دارد و این جملات برای او خوشایند نخواهد بود.

سخن آخر اینکه هر چند که متاسفانه طلاق با اختلافات فراوان میان زوج ها همراه است و بیشتر والدین بعد از جدایی نمی توانند روابط مناسبی به عنوان پدر و مادر فرزندشان با یکدیگر داشته باشند اما نباید از یاد ببرند که هر گونه بی توجهی به این موارد می تواند فرزندشان را در آینده با مشکلات عدیده ای روبه‌رو کند که شاید در آن زمان برای کمک به وی دیر باشد.

واقعیت این است که در حال حاضر نهاد مشخصی در جامعه برای حمایت از فرزندان طلاق وجود ندارد، تا به صورت دقیق این دغدغه ها را بررسی کرده و راهکارهای مورد نیاز را برای آن تدوین و اجرایی کند. این در حالی است که این کودکان عضوی از جامعه هستند و قرار است فردا خود خانواده ای را تشکیل دهند.

بر این اساس پیشنهاد می شود نهادهای ذی‌ربط از جمله آموزش و پرورش همچنین سایر نهادهای اجتماعی که به نحوی در این زمینه فعالیت می کنند، بخشی از برنامه ریزی های خود را به این افراد و ارایه آموزش های رفتاری و شیوه های برخورد صحیح اختصاص دهند. همچنین با توجه به اینکه در بیشتر موارد بروز چنین اتفاقی در زندگی بیان نشده و به نوعی در برابر جمع انکار می شود، باید این کودکان و نوجوانان شناسایی شوند تا جلسات مشاوره و کارگاه های آموزشی برای آنان برپا شود.

فراموش نکنید در صورتی که خود شما به هر دلیلی از همسرتان جدا شده اید و دارای فرزند هستید، یا در میان بستگان خود چنین کودکی یا نوجوانی را سراغ دارید مراجعه به مشاور را در برنامه‌ریزی‌های خود قرار دهید تا این افراد در آینده با مشکلات کمتری مواجه شوند.
به این نوشته امتیاز بدید
خدمات شبکه های اجتماعی

درباره ی فایزه وجداندار faeze vejdandar

محفل کوچکی ساخته ام برای آنان که میخواهند گوشه ای از دنیای بزرگ روانشناسی و روابط اجتماعی و اطلاعات سلامتی را دریابند ... و راه ارتباطی باشد برای من و شما . فایزه وجداندار هستم محقق و پژوهشگر روانشناسی روابط و کارشناس تکنولوژی آموزشی افتخار همکاری با مجموعه های بزرگی را داشته ام که یادآوری نام هرکدام شان افتخاریست وصف نشدنی مرکز تحقیقات یونیسف در ایران مرکز علمی و فرهنگی کانون مرکز توانبخشی خانه نگین موسسه خیریه محک مرکز تحقیقاتی امام رضا مجتمع آموزشی نصر نوین مجتمع آموزشی نیکان مجتمع آموزشی واله و .... در زمینه کودکان و نوجوانان و جوانان و همسران و اسیب های اجتماعی رفتارهای آنان تحقیقات میدانی انجام داده ام که به زودی در وبسایت منتشر خواهم کرد...

اینو دیدی ؟

71972

کنترل خشم و عصبانیت با ۱۰ ترفند

کنترل کردن خشم می‌تواند یکی از کارهای چالش‌ برانگیز در زندگی بسیاری از افراد باشد. …

7197

علت خراب شدن دندانهای شیری

والدین باید از همان کودکی حواس شان بصورت کامل به کودک شان باشد و باید …

61

درمان کودکان با داروهای خانگی!؟

تصمیم‌گیری درباره اینکه چه موقع می‌توانید از داروهای خانگی برای درمان کودکان استفاده کنید با …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *